بدون عنوان
پشت شش گوشه تا سحر ماندم گریه گریه کمیل میخواندم نیمه شب ناگهان شدم سرمست عطر سیب اش هنوز یادم هست تو از این درد و غصه آگاهی با خودم فکر میکنم گاهی درد دوری کشیده بودم باز کریلا را ندیده بودم کاش

